حسین رضایی
حسرتی گر به دلم هست همان دیدن توست.... 
قالب وبلاگ

ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

پاکترین احساسم رو تو از قلبم ربودی،

و زلاترین اشکهایم را تو از دیدگانم جاری ساختی.

تمام روزهایم را دلولپس تو بودم و در انتظار خبری از تو گذراندم

و تمام شبهایم را با یاد تو تا سحر بیدار نشستم

و اگر خواب چشمانم را ربود با اندیشه تو به خواب رفتم و با فکر تو برخواستم

اما افسوس تو سرابی بیش نبودی

و من نمیدانم تاوان کدامین گناهم رو دادم.

------------

دلتنگم،دلتنگم برای تو،تویی که خیالت همه جا با من است

دلتنگم برای روزهایی که رفتند و برنگشتند و شبهایی که غریبانه گذشتند

دلتنگم برای ارامش،آرامشی که میدانم دیگر هرگز سراغی از من نمیگیرد

و من باز دلتنگم ،دلتنگ از این همه فاصله ای که میان ما حاکم است و

امروز و فردای ما را رقم می زند


http://s1.picofile.com/file/7244133117/1473e13a8370a806e735702e13377914_300.jpg

[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 08:26 AM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات (14) ]

امروز بعداظهر(شنبه17-10-90) چایی رو خوردم دوستانم که نگهبان شیفت شب بودند

ساعت 5 رفتن به سر کارشون،من هم مشغول کار خودم شدم

نشستم پای بساط اینترنت ایرانسل که سرعتش باید الگوی

همه ی شبکه های اینترنتی جهان باشه(بر پدرشون لعنت).

میگفتم تا ساعت 7 همین طوری تو اینترنت آواره بودم

هی به ایمیل یکی از دوستان عزیزم پاسخ میدادم.بعدش که ایشون هم رفتن،

تو خونه، تنهایی بد جوری حوصله م سر شد و دلم هم گرفته بود.

اومدم بیرون دیدم به به ،عجب هوایی نیمه ابری بود و نسیم خنکی هم میوزید.

از همه مهتر قرص ماه تو آسمون چنان میدرخشید و زیبایی خیره کننده ای به اسمون هدیه میکرد.


هر چند هی ابرها میومدند و جلوش رو میگرفتن

ولی حریف زیبایی ماه نمیشدن  و مجبور بودن برن کنار،از قرص کامل ماه تو آسمون بوشهر خاطره

ی واقعا خوشی دارم که هیچ وقت هم

فراموشش نمیکنم،حیف که نمیشه اینجا گفتش.

خدایش الان تو همه جای ایران هوا  جوری سرده که ادم جرات نمیکنه از خونه بیاد بیرون،ولی تو بوشهر

اینقدر باحاله که ادم دلش نمیاد خونه تنهایی

بشینه،منم لباس تنک کردم و اومدم بیرون ،تنهایی حدود یه 45 دقیقه ی قدم زدم ،لذت و آرامش خاصی داشت

تازه داشتم حال میکردم که یکی از دوستام با موتور رد و گفت : حسین نکنه عاشقی که داری تنهایی برا

خودت قدم میزنی ،از این حرفش خندم گرفت بخدا.

بعد که برگشتم خونه ،تازه داشتم یه اهنک از غلامحسین بنان گوش میکردم

که دیدم دوستم آرش اومد پیشم ،بهم گفت اگه پا کاری ،بیا بریم کنار دریا ،

منم که نمیدونم چرا عجیب دلم گرفته بود ،و از خدا خواسته قبول کردم،

یه کم تخمه و دلستر ورداشتیم (آخه من دلستر خیلی دوست دارم)

سوار ماشین شدیم د بدو که رفتی .کنار دریا تو اون تاریکی شب یه صفایی خاصی داشت،ابرها

هی میومدن جلو ماه و هی میرفتن و هی فضا تاریک و روشن میشد در نهایت سادگی رو شن و

ماسه ها دراز کشیدم و شروع کردیم به تخمه شکستن و از خاطرات تعریف کردن، منم یه اهنگ سنتی گذاشتم و دیگه مجلس تا حدودی گرم شد ،

اونقدر تو اون هوای خوش کیف کردم که نگو و نپرس

نزدیک یه ساعت نشستیم و بعد هم برگشتیم خونه ،

خیلی خیلی دلم اروم شد،خدایا این شادیها رو از ما نگیر.

 -----

دوستان عزیزم

پنجشنبه این هفته ،سالگرد مادر یکی از بهترین دوستانم است

خواهش میکنم شادی روح مادرشون فاتحه ای بخوانید

ممنونم از این لطفتون

----

 اینم عکسی که از ماه گرفتم(ابرها بد جور محاصرش کردن)

 

http://s1.picofile.com/file/7240087204/shab_bushher.jpg

 

[ یکشنبه 18 دی 1390 ] [ 01:17 AM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات (13) ]

   1    2    3    4    5    6    7    8    9    10    >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


تلخ میگذرد !..

این روزهارا میگویم ..

که قراراست از تو ..

که آرام جان لحظه هایم بودی !..

برای دلم ..

یک انسان معمولی بسازم!!!
لوگوی وب

حسین رضایی
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 91172

تبادل لینک

فروش بک لینک

کد موسیقی برای وبلاگ