سلام بر همه برو بچه های وبلاگ نویس
مخصوصا بچه های بلاگ اسکای
می بخشید دیگه دیر میام.
آخه این کنکور کاردانی پیوسته لا مذهب حسابی حال من و باقی بچه ها رو گرفته.
ایشالله هر چه زودتر از دستش راحت بشیم و بعدش هم بریم دنبال زندگی .
امروز اول مرداد است و ۲۰ روز باقی تا این عشق آتشین.
---------------------------------------------------------------------------------------
فعلا میرم تو کتابخونه درس بخونیم با بچه ها ،اونم چه درسی.
یکی از بچه ها رو حسابی گذاشتیم سر کار ،طفلک خیال میکنه
یه دوست دختر گیرش اومده ،آخه من و بچه ها الکی واسش نامه میذاریم و بعد فکر
میکنه اون نامه ها کار دختر خانمی هست که حسابی عاشقش شده. اگه دستمون رو
کارمون زاره ،باید دو دستی بریم توی قبرستون.
وقتی میریم بیرون ،میایم زنگ میزنیم کتابخونه و بعد میگیم فلانی رو صدا کن،وقتی که
واسش صدای دختر درمیاریم و اونو حسابی جو میگیره.
از روزی که این شوخی با حال رو با هاش انجام میدیم ، کمرش خیلی باریک شده.
--------------------------------------------------------------------------------------
همه میگن نا کس کتبخونه فقط تو هستی آقا حسین.
حالا خر بیار و خروار بار کن ،هر چی میگم بابا من اهل خفن بازی نیستم توی گوش هیچ کدومشون نمیره، خدا عاقبت همه امور رو اصلاح کنه.
-------------------------------------------------------------------------------------
این عکس هم مربوط می شه به همه دانشجویانی که در سال اول از اون بسیجی های
درجه یکن . اما به در سال دیگه .............
------------------------------------------------------------------------------------
به امید موفقیت همگی، تا مطلب بعدی خدا یار و نگهدار همه ی..........





