پرنده ی عشق
پرنده قشنگی بود و پر زد
رفیق روز تنگی بود و پر زد
خیال کردم دلش دنبال عشقه
پی خوش آب و رنگی بود و پر زد
اگه سکه دو رو داره اسیر دست بازاره
نه عشقی داره تو کارش نه مهری داره بازارش
تو که سکه نبودی یار بودی
به ظاهر عاشق و غمخوار بودی
منو گمراه کردی وای بر من
تو هم افسونگر و مکار بودی