پرنده قشنگی بود و پر زد رفیق روز تنگی بود و پر زد خیال کردم دلش دنبال عشقه پی خوش آب و رنگی بود و پر زد اگه سکه دو رو داره اسیر دست بازاره نه عشقی داره تو کارش نه مهری داره بازارش تو که سکه نبودی یار بودی به ظاهر عاشق و غمخوار بودی منو گمراه کردی وای بر من تو هم افسونگر و مکار بودی
|